سـ‌ع‌ـید نوشت

بلاگ و روزنوشت‌های فرهنگی و شخصی سعید ابوالحسنی‌نژاد؛

«سـ‌ع‌ـید نوشت»

بلاگ و روزنوشت‌های فرهنگی و شخصی سعید ابوالحسنی‌نژاد؛

مدتی گفتار بی کردار کردی مرحمت؛
روزگاری هم به من کردار بی گفتار ده
صائب تبریزی

ســ‌ع‌ـــید's book recommendations, liked quotes, book clubs, book trivia, book lists (read shelf)
کارهای خوب!
پیام های کوتاه

◾️ اخرین مطالب...

یادداشت‌ها؛ 

اینکه در حکومت دینی فساد نباید باشد و اگر فساد بود پس آن حکومت، دینی نیست؛ پیش فرض غلطی است. اسلام مدعی نیست که در سایه‌ی حاکمیت دین، فساد به طور کلی از بین می‌رود و همه انسان‌ها صالح می‌شوند! (البته که هنوز حکومت ما اسلامی نیست و به سمت اسلامی شدن پیش می‌رود)

این تصور باسرشت انسان سازگار نیست و متون دینی هم به این نکته اشاره دارند. انسان به اختیار خود به دین گرایش پیدا می‌کند و از قدرت اختیار و آزادی برخوردار است و به همین دلیل هم می‌تواند از احکام دین تخطی کند و باطل را انتخاب کند! به جز معصومین سایر انسان‌ها در معرض لغزشند.

توقع نبود فساد در جامعه غیرواقعی است! کارکرد دین بیشتر معطوف به این است که فساد در جامعه به حداقل برسد و مجال تظاهر به فسق ندهد!

جامعه اسلامی جایی نیست که در آن هیچ معصیت و فسادی نباشد بلکه جامعه‌ای است که در آن فساد انسان به حداقل برسد و حالت غیرعلنی پیدا کند!

از طرفی داشتن ایدئولوژی دینی و رهبر دینی به تنهایی عامل هدایت و اصلاح جامعه نیست! حتی در حکومت امام علی (ع) هم (چه در جامعه چه در دستگاه حکومتی و در بین مدیران) فساد بود! که در نامه‌های نهج‌البلاغه به وضوح دیده می‌شود.

روشن است که حضرت نه در انتخاب کارگزاران حکومتی کوتاهی کردند و نه در هدایت آن‌ها و نه در نظارت آن‌ها... اما با این حال باز خطا و انحراف رخ داد. این خصوصیت انسان است؛ به این معنا که خودش بین خیر و شیر و حق و باطل دست به انتخاب می‌زند!

پس هم حاکمان باید حق را بخواهند و هم مردم در برپایی حق همراه ولی و حاکمیت باشند که اگر این نقش را نداشته باشند، حاکم دینی و حاکمیت دینی به تنهایی و یا حتی با زور هم نمی‌توانند جامعه را هدایت و فساد را رفع کند.

انقلاب براساس شناخت و آگاهی بود و مردم به این نتیجه رسیدند که باید برای تغییرِ اساس و بنیاد جامعه، انقلاب کنند. اما طرح نظری انقلاب اسلامی برای مدیریت و تدبیر جامعه در حد کلیات ماند و ناچار از ساختارهای اجتماعی قبلی و غربی استفاده شد.

استفاده از ساختارهای اجتماعی سکولار و بروکوراسی رایج، در بطن انقلاب اسلامی، یک تناقض درونی بوجود آورد که مفاسد حاکمیتی یکی از آن‌هاست! مسأله بزرگتر از اینهاست که با چند عزل و نصب حل و فصل شود!

برداشتی از مقاله‌ی «نسبت رهبرِ انقلاب با مفاسد مدیرانِ حکومتی» نوشته‌ی مهدی جمشیدی عضو هیأت علمیِ پژوهشگاه فرهنگ و اندیشۀ اسلامی

دریافت متن کامل مقاله 

  • سـ‌ع‌ـید
زیبایی کلام؛ 

...دوست‌دار محبین ما باش؛ حتی اگر گناه‌کار باشند...!

امام رضا علیه‌السلام
بحار الأنوار؛ ج‏66 ص253

زیبایی کلام ؛ مجموعه احادیثی از معصومین که کمتر شنیده یا نشنیده‌ایم!
  • سـ‌ع‌ـید
بلاگ‌نوشت؛ 



دریافت

هربار یادم افتاد در کوچه دیده ما را
«دل می رود زدستم صاحب دلان خدا را»

در کوچه یک طرف من یک سو تمام دشمن
«گر تو نمی پسندید تغییر کن قضا را»

با چشم های بی سو رفتیم سوی خانه
«باشد که باز بینیم دیدار آشنا را»

روی کبود را نیز مخفی نمی توان کرد
«دردا که راز پنهان خواهد شد آشکا را»

 بستند پیش چشمم دستان دلبرم را
«دلبر که در کف او موم است سنگ خا را»

جز در مرام حیدر رسم کدام شاه است
«بادوستان مروت با دشمنان مدارا»

ای بانوی کرامت با این که بی قراری
«روزی تفقدی کن درویش بی نوارا»

شعری از دوست خوبم امیر تیموری

  • سـ‌ع‌ـید
بلاگ‌نوشت؛ 



دریافت


دکترحسین کچویان جامعه‌شناس: هیچ حاکمیتی در دنیا مشروعیت مردمی خودش را هر سال در کف خیابان‌ به رخ نمی‌کشد.

  • سـ‌ع‌ـید
بلاگ‌نوشت؛ 

کانادا نیست! جاده قزوین- رشت در ایران است!

  • سـ‌ع‌ـید
بلاگ‌نوشت؛ 


زمین عروس شد و آسمان به حرف آمد
چه اتفاقی از این خوب‌تر که برف آمد
علیرضا بدیع

رزق و روزی، ممکن است پول و مادیات نباشد! گاهی آرامش، گاهی علم، گاهی نعمت آسمانی و مهم‌تر؛ گاهی خانواده خوب است


  • سـ‌ع‌ـید
یک برش کتاب؛ 
تار، مقدم بر پود است! دار قالی را هم که علم می‌کنند، اول تار را می‌بندند! و تار هم باید خیلی محکم باشد و بعد شروع به پود می‌کنند. تار اگر محکم نباشد فرش شکل نمی‌گیرد! زندگی هم همینطور است، تار دارد و پود. تار زندگی ارتباط با خداست. این ارتباط هم باید محکم باشد. انسان تا با خدا ارتباط نداشته باشد امکان ندارد با اطرافیان و خانواده و همسر خود بتواند ارتباطی وثیق و محکم و پایدار داشته باشد!
اگر رابطه انسان با خدا شل باشد، رابطه او با دیگران و خانواده‌ی خود هم شل و سست خواهد بود؛ یعنی هیچ استحکامی ندارد و هرگز قابل اعتماد نیست! منظور از رابطه‌ی با خدا هم این است که انسان گوش به حرف خدا باشد!


#خوب_باشیم

کتاب نقره سپید نوشته استاد رنجبر صفحه ۷۳
  • سـ‌ع‌ـید

بایگانی