سـ‌ع‌ـید نوشت

بلاگ و روزنوشت‌های فرهنگی و شخصی سعید ابوالحسنی‌نژاد؛

«سـ‌ع‌ـید نوشت»

بلاگ و روزنوشت‌های فرهنگی و شخصی سعید ابوالحسنی‌نژاد؛

مدتی گفتار بی کردار کردی مرحمت؛
روزگاری هم به من کردار بی گفتار ده
صائب تبریزی

ســ‌ع‌ـــید's book recommendations, liked quotes, book clubs, book trivia, book lists (read shelf)
کارهای خوب!
پیام های کوتاه

◾️ اخرین مطالب...

بلاگ‌نوشت؛ 

چند روزی است نمایندگان در مجلس مشغول بررسی صلاحیت وزرای معرفی شده هستند. در این مدت کلیدواژه‌ای تحت عنوان تعارض منافع زیاد شنیده می‌شود.

تعارض منافع (Conflict of interest) شاید اصطلاحی کمتر شنیده شده باشد که امروز، در سیاست و کشورداری، تخصصی به آن می‌پردازند. اما اگر بخواهیم باچند مثال ساده، فقط نمونه‌هایی از مفاهیم آن‌را بیان کنیم اینطور می‌توان گفت که در ایران تعرفه‌ی خدمات درمانی برای مردم را پزشکانی تعیین می‌کنند که ذی‌نفع هستند!!

این در حالیست که در کشورهای توسعه یافته، سیاست گذاری و تصمیم‌گیری در حوزه سلامت به انحصار #پزشکان در نمی‌آید و از ایشان در تصمیم‌سازی و مشاوره‌ی تخصصی استفاده می‌شود؛ نه در سطح وزارت‌خانه متبوع!!

این حجم از تعارض منافع (که می‌توان در تعارض با ملت، با دین، با منافع ملی، با قانون اساسی و... رخ دهد) را برای وزارت‌خانه‌های صنعت، اقتصاد و نفت هم در نظر بیاورید که البته و متأسفانه هست...!

درباره تعارض منافع بیشتر بدانید: yon.ir/conflict1

  • سـ‌ع‌ـید
بلاگ‌نوشت؛ 

پس از ماجرای حمله‌ی تروریستی به مجلس شورای اسلامی، افکار عمومی جامعه نسبت به مسأله‌ی امنیت حساس‌تر شد و خبرهای مربوط به امنیت و حوادث را دقیق‌تر دنبال کرد. تا جائی‌که خبر‌هایی از همین جنس، که پیش از این نیز اتفاق می‌افتادند و شاید ارزش خبری کم‌تری داشتند (مثل تیراندازی پلیس، مشکوک شدن به بسته‌ها و یا افراد ناشناس و...) به شدت مورد توجه قرار گرفت.

همچنین؛ پس از انتشار مداومِ خبرهایی تأسف‌بار از جان باختن دختران خردسال (در یک بازه‌ی زمانی مشخص)، مردم و رسانه‌ها گوش‌ها را تیز کردند و حساسیت اجتماعی نسبت به این جرائم و خبرهای مربوط به آن‌ها افزایش پیدا کرد!

همین شوک‌های خبری بود که حساسیت مردم را برانگیخت و اصطلاحاً باعث بروز «حساسیت فرهنگی» در جامعه شد! هرچند که نقش مهم رسانه ها را در این‌باره نباید نادیده گرفت...

اما سوال اساسی اینجاست که:

آیا مفاهیمی مثل دلسوزی، همدردی و به فکر هم بودن، تنها زمانی متبلور می‌شود که حتماً دردها و تجربه‌ها را ملموس حس کنیم و برای ما اتفاق بیافتد؟

آیا اخبار مربوط به اعتیاد، مشکلات جوانان و معضلات ازدواج، آسیب‌های اجتماعی و اخلاقی و... بی‌اهمیت هستند و یا به دلیل تکرار و بی‌توجهی، برایمان عادی شده‌اند؟

یا حتی فراتر از این... مردم مظلوم دنیا چطور؟

آیا نباید نسبت به کودکان خردسال یمنی، بحرینی و فلسطینی، همین‌قدر حساسیت فرهنگی داشته باشیم؟

آیا به این دلیل که آن‌ها ایرانی نیستند یا به دلیل فاصله و تفاوت فرهنگی و یا به این جهت که رسانه ها کمتر به اخبار مربوط به آن‌ها می‌پردازند؛ نباید نسبت به آن‌ها حساسیت داشته باشیم...؟

  • سـ‌ع‌ـید
بلاگ‌نوشت؛ 

 29 تیرماه سالروز صدور قطعنامه 598 از سوی سازمان ملل بود. قطعنامه‌ای که فوراً توسط حکومت وقت عراق پذیرفته شد اما جنگ تا یکسال بعد نیز ادامه داشت!

امام خمینی در آن‌سال، علی‌رغم میل باطنی و اعتقادات خود، قطعنامه را با تعبیر معروف جام زهر پذیرفتند؛ پذیرشی که با اصرار عقلا و با محاسبات مادی انجام شد؛ پذیرشی که خود تحلیل‌ها و گمانه‌زنی‌های مفصل و مختلفی دارد؛ اما بقول حضرت امام زوایای پنهان آن؛ «به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد...».

پس از پذیرش قطعنامه؛ امام، پیام مهمی صادر کردند! جملات تکان‌دهنده‌ی امام در این پیام، به گواه تاریخ و به اعتراف بسیاری از انقلابیون و کارشناسان، حامل همه‌ی آنچیزی بود که تفکرات انقلابی و جهان‌بینی امام را تشکیل می‌داد! چیزی که امروز با تعابیر مختلفی از آن یاد می‌شود؛ مبانی انقلاب، گفتمان انقلاب، راه امام و... اما فهم این نکته مهم است که نزاع و تقابل ما با آمریکا؛ از زمان تسخیر لانه جاسوسی تا تجربه برجام، (بالاخص باتوجه به تحریم‌های همه جانبه‌ی روزهای گذشته)، مبتنی بر اعتقادات و مبانی فکری ماست.

گزاره‌ای که سال‌ها پیش امام امت آن‌را در پیام مهم قطعنامه آشکارا بیان کردند؛ آنجا که فرمودند: «اگر ملت ایران از همه اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول کند و خانه عزت و اعتبار پیامبر و ائمه معصومین -علیهم السلام- را با دست‌های خود ویران نماید، آن وقت ممکن است جهانخواران او را به عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بی‌فرهنگ به رسمیت بشناسند!» و برای به پایان رسیدن این تقابل، بنظر دو راه بیشتر وجود ندارد: یا آمریکا سرنگون شود و یا ما آمریکایی شویم...!

متن کامل پیام امام را در اینجا بخوانید: yon.ir/598emam


  • سـ‌ع‌ـید
بلاگ‌نوشت؛ 
وقتی از دین فقط ظواهر آن باقی بماند و اصل و اساس آن نادیده گرفته شود؛ ما سرگرم «راهپیمایی» و «بیانیه‌نویسی» (به طور مثال=علیه بدحجابی و بی‌حجابی) می‌شویم! اگر هم ظواهری که به آن‌ها مشغولیم حفظ شود؛ تنها نمایی از اسلام می‌ماند که بُن‌مایه‌هایی مثل عدالت، اقتصاد، رسیدگی به مردم و اخلاق اجتماعی، حیا و عفت و محکمات دینی، در آن کم یا بی‌رنگ خواهد شد!

وقتی خبر «کمک رهبر انقلاب به خانم کرباسی به دلیل مشکلاتش در خارج از کشور»، یا «تذکر رهبری برای جواز ورود خانمی بدحجاب به دیدار مردمی با ایشان» و یا «تذکر جدی رهبری مبنی بر اینکه امر به معروف فقط در قبال حجاب نیست» به گوش عده‌ای که از دین برداشت سطحی داشتند، رسید؛ معادلات ذهنی‌شان به‌هم ریخت! معادلاتی که سال‌هاست با همان‌ها؛ تعاملات و رفتار اجتماعی را شکل دادند و بازیِ من خوبم تو بدی را در جامعه به راه انداختند؛ چه در مسأله‌ی حجاب و چه در میزان دینداری و نگاه‌های سیاسی افراد؛ در مقایسه با خودشان!

البته مسأله‌ی حجاب بسیار وسیع‌تر است و فقط مثالی ملموس برای این نکته بود، اما شکی نیست که حجاب لباس فعالیت اجتماعی زنان است که هیچ منافاتی با اثرگذاری اجتماعی آن‌ها ندارد و از محکمات شرع و قانون است که رعایت آن نیز واجب است و بحث اصلی آن بر سر حدود و نوع آن است! اما همانطور که آیت‌ا... طالقانی در راهپیمایی معترضین به حجاب، در اوایل انقلاب اشاره کردند، حجاب؛ ساخته‌ی فقیه و دیگران نیست؛ بلکه نص صریح قرآن است. پس این نقدهای رفتاری را نباید به عنوان جواز بی‌حجابی و یا کم‌اهمیت بودن مسأله‌ی حجاب تلقی کرد! البته که با آن دسته از افرادی هم که سازماندهی شده و از روی عناد به مقابله با حجاب و ترویج بی‌بند و باری می‌پردازند باید برخورد کرد...

...اما آیا همه‌ی مسئولین ِتصمیم‌گیرنده، با «دیدی باز و فکری وسیع» همچون روشنفکرانی مثل امام، رهبری و بزرگانی چون بهشتی و طالقانی و شهید مطهری به مسائل کشور و قانونی نگاه می‌کنند یا خیر!؟



  • سـ‌ع‌ـید
بلاگ‌نوشت؛ 

ما مردم در زندگی، نیازها و دغدغه‌های مهمی (از نظر اجتماعی) داریم؛ نیازهایی که دولت‌ها (طبق قانون اساسی) موظف به تأمین آن‌ها هستند. امروز اما شاهد این هستیم که به هزار و یک دلیل و با هزار و یک بهانه و با حجم بسیاری از مشکلات ساختاری و مدیریتی؛ متأسفانه این نیازها یا تأمین نمی‌شود و یا به خوبی مورد توجه قرار نمی‌گیرند!

شکی نیست که این دغدغه‌ها و وظایف روی زمین مانده را ما مردم باید در چارچوب قانون بگوییم و‌ از قوای دولتی مطالبه کنیم. اما گاهی اولویتِ این دغدغه‌ها، برای خود ما مردم هم، کم‌رنگ شده و یا تغییر می‌کند و جای خود را به دغدغه‌های بی‌ارزش می‌دهد!

یکی از مهم‌ترین نقش‌ها و کارکردهای فضای مجازی بالاخص شبکه‌های اجتماعی، تغییر یا کاهش سطح دغدغه‌ها و اولویت‌های فردی و اجتماعی است! بطوری که نیازهای اصلی مردم جامعه پوشیده یا فراموش ‌می‌شوند!

برای مثال مطالبه‌ی «حق آموزش رایگان»، «مطالبه حق مسکن»، «استفاده و بهره‌مندی رایگان از خدمات بهداشت و سلامت» و... که از اصول اولیه و تأکید شده در قانون اساسی است؛ (بر اساس همین کارکردی که از فضای مجازی گفتیم) جای خود را به «حق ورود بانوان به ورزشگاه»، «حق نگهداری از سگ و حضور عمومی آن در شهر»، «حق پخش فلان موسیقی و کنسرت» و .. می‌دهند!!

البته گفتنی است که هیچ حقی (اگر به معنای واقعی حق و‌ نیاز عمومی‌ باشد) قابل انکار نیست و نباید نادیده گرفته شود اما اینکه نیازهای ساختگی و دسته چندم، در تقابل با نیازهای اولیه و قانونی قرار بگیرند؛ عقب‌گرد و آسیب بزرگ فرهنگی و اجتماعی برای ماست! و در این عقب گرد هم فقط نباید ضعف مسئولین را دید بلکه کم‌کاری خود ما هم به چشم می‌آید!

  • سـ‌ع‌ـید
یادداشت‌ها؛ 

این نوشته با برداشت‌ها و ارجاعاتی از واکنش‌ها و مطالب فعالان فرهنگی و فضای مجازی نوشته شده است.

روز عید فطر و پیش از برگزاری نماز، یک مثنوی بلند توسط مداح مراسم خوانده شد که محتوایی انتقادی نسبت به حاکمیت داشت. شعری که مداح و شاعران آن، با توهین‌های بسیاری از سوی جریان فکری خاصی روبرو شدند!

بیان مشکلات مردم، نقد فاصله طبقاتی (و مسأله‌ی کاخ‌نشینی و کوخ‌نشینی)، نقد برخوردهای قضایی ناعادلانه، حمایت از مستضعف و کارگر، بیان اصول اعتقادی مثل برخورد با دشمن، حراست از دستاوردهای دفاعی و اعتقادی و... مسائلی بود که از تریبون عمومی و در قالب مداحی و شعری با درون‌مایه‌ی اجتماعی مطرح شد. انتقاداتی که طبیعتاً به سران قوا و مسئولین و به تعبیر شعر «صف اول‌نشینان» برمی‌گشت!

انتقاداتی که در دل ویا زبان بسیاری از ما مردم هست، اما به دور از «نگاه صفر و یکی» و باوجود میل و علاقه‌ای که نسبت به کشور خود داریم، آن‌ها را تا رسیدگی، مطرح و دنبال می‌کنیم!

پس از ساعاتی، افرادی (چه در مصاحبه‌ها و چه در فضای مجازی)، شاعران و مداحان و حامیان این نوع نگاه را، بی‌رحمانه به باد توهین گرفتند. دلیل آن هم ادعای توهینی بود که به تعبیرشان نسبت به دولت و شخص رئیس جمهور -در این شعر- صورت گرفته بود!

ماجرا وقتی جالب‌تر شد که از مسئولین دولت و وزرا گرفته تا مسئولین سابق کشور، همراه این جریان شدند و باعث شد تا حامیان یک جریان فکری خاص که خود را مدعی آزادی بیان و شعار «زنده باد مخالف من» می‌دانستند؛ از فضای بوجود آمده سوءاستفاده کنند. چه آنکه وزیر سابق فرهنگ دولت یازدهم، که با ابهام بسیار استعفا کرد، در اینباره از تعابیر و الفاظ زننده‌ای مثل «فرومایه»، «یاوه‌گو» و «یاوه‌سرایی» و... استفاده کرد!

اما همچنان این سوال مطرح است که کدام بیت مصداق توهین به شخص خاصی بوده است!


بی‌تفاوتی در دین ما نهی شده. در عین حال نیز ابزار هنر و قالب شعر و مداحی، راهی سالم و شایسته برای بیان عدالتخواهی است. کاری که از زمان معصومین و در تاریخ نیز رواج داشته! امام خمینی(ره) نیز در همین باره فرمودند: «هنری پاک است که کوبنده سرمایه‌داری مدرن و کمونیسم خون آشام و نابود کننده اسلام رفاه و تجمل و اسلام التقاط باشد.»

به هر حال آن زمانی که شبکه‌ی العربیه به دلیل اشعار و مداحی‌های عربی و آزادی‌خواهانه، علیه رژیم سعودی، میثم مطیعی را مورد تهدید و توهین قرار داد، کمتر کسی فکر می‌کرد که روزی ممکن است جریانی در داخل کشورش به دلیل نقد مسائل اجتماعی و استفاده از ابزار شعر و مداحی دراینباره، او را مورد توهین قرار دهند.

دکتر حاج میثم مطیعی از مداحان جوانی است که به دلیل سبک خاص مداحی و دقت در انتخاب اشعار و برخورد علمی و مستند با مداحی و... نظر بسیاری را به خود جلب کرده است. فردی که بواسطه چند برخورد با ایشان متوجه دغدغه‌هایش شدم که به دنبال مداحی عالمانه و مداحی انقلابی در جایگاه ستایشگری اهل‌بیت (ع) است. دکتر محمد مهدی سیار و میلاد عرفانپور نیز از شاعران جوانی هستند که در این راه همراه شدند و اشعاری با مضامین دینی، انقلابی و اجتماعی برای مداحی سرودند.

جالب است بدانیم که شاعران و مداح این مداحی همان کسانی بودند که مثنوی انتخاباتی «جشن جمهوریت» را پیش از تایید رسمی انتخابات اخیر توسط شورای نگهبان سروده و اجرا کردند. شعری که بسیاری به خاطر این ابیات، کل شعر را به حساب هواداری محض از دکتر حسن روحانی گذاشتند؛
هست ملت همه یار تو، چه باک از دشمن
همه هستیم کنار تو، چه باک از دشمن

و باز هم باید گفت که حالا پیدا کنیم کدام بیت مصداق توهین به شخص خاصی بوده است!

هر نقدی را توهین به حساب نیاوریم و هر توهینی را هم نقد حساب نکنیم تا جای توهین و نقد عوض نشود! برجام یا سیاست‌های رفتاری مسئولین قابل نقد است!

در آخر یک سوال مهم مطرح می‌شود که چرا همین حجم برخورندگی، نسبت به تحریم‌های آمریکایی، توهین‌های آمریکایی، نسخه‌های آمریکایی، تفکرات آمریکایی و... از سوی جمعی که این اشعار انتقادی و اجتماعی را به خود گرفتند رخ نمی‌دهد!

 
شعر کامل و مداحی را از اینجا بخوانید و بشنوید: yon.ir/safeaval


  • سـ‌ع‌ـید
بلاگ‌نوشت؛ 
تحریم‌های تسلیحاتی و نظامی جزو اولین محدودیت‌ها و تحریم‌هایی بود که آمریکا و بتع آن اتحادیه اروپا (به بهانه‌ی انقلاب اسلامی و تسخیر لانه جاسوسی) علیه ایران اعمال کردند.
(با نگاهی واقع‌بینانه و بدور از تعصب) امروز با گذشت سی و اندی سال، ایران با رشد کمی و کیفی در این زمینه، دارای پیشرفته‌ترین تسلیحات نظامی در منطقه و در عین حال (به اذعان غربی‌ها) جزو ده قدرت برتر نظامی دنیاست! آن هم با سرانه‌ی بودجه دفاعی و نظامیِ به مراتب کمتر از همان کشورهای تحریم کننده...! شاهد مثال هم همین موشک‌هایی که ثمره‌ی سالها تحریم سپاه و روی پای خود ایستادن برای تولید بهترین‌ها بود!
در عین حال صنعت خودروسازی با بودجه‌های کلان و با بیش از نیم قرن سابقه در کشور، به بهترین بازار برای کمپانی‌های فرانسوی و چینی و... تبدیل شده! خودروسازانی که تنها با قراردادهای مشارکتی و سهامی، اقدام به مونتاژ محصول مشترک می‌کنند؛ آن هم بدون «انتقال دانش و فناوری» که در اسناد بالادستی و سیاست‌های کلی نظام، جزو پیش‌شرط واردات و قراردهای خارجی است!! صنعتی که با «عادت به مونتاژ» و ‌«تولید پرهزینه و کم‌کیفیت»، در انحصار و حاشیه امن اقتصادی و نفوذ دولتی‌هاست...!

شاید امروز جزو بهترین خودروسازان دنیا می‌بودیم؛ اگر صنعت خودروسازی ما نیز مورد تحریم قرار می‌گرفت!!
  • سـ‌ع‌ـید

بایگانی